<

دن ، دان = از

دن ، دان : از
سؤزلریندن : از حرفهایت
گؤزلریندن : از چشمهایت
ائودن : از خانه
ائشیک دن : از بیرون
هیرسیندن : از عصبانیت
گؤلمک دن : از خنده
غربتدن : از غربت
پیشیکدن : از گربه
قورخوسوندان : از ترسش
قورخودان : از ترس
قاپی دان : از در
قاپی دالیسندان : از پشت در
هیرسیندن بیلمیردی نئینه سین : از شدت عصبانیت نمی دانست چه بکند
سؤزلریندن هئچ بیرزاد باشا دوشمه دیم : از حرفهایت هیچ چیز نفهمیدم
گؤلمک دن آز قالیردی بوغولا : از شدت خنده داشت روده بر می شد
قورخوسوندان تیتریردی : از شدت ترس می لرزید
آجیندان اؤلوردو : از شدت گرسنگی داشت می مرد
سئویندیغیندن یادیندان چیخدی قاپینی باغلییا. : از شدت خوشحالی یادش رفت در را ببندد
توسکودن آز قالدی بوغولسون : از دود کم مانده بود خفه شود

Labels:

1 Responses to “دن ، دان = از”

  1. # Blogger a_talebpour

    Thanks for uploading Azeri poems, most of which are not easily accessible. I wished you could have used Latin alphabet. The Arabic alphabet is difficult to read since the voyells are not present.

    Samad from Canada  

Post a Comment

Links to this post

Create a Link



© 2007وبلاگ زن متولد ماکوسؤزلوک | Blogger Templates by AZARIMARAL